اتحاد کاغذی در برابر اقتدار موشکی/ انصارالله یمن به آنکارا و اسلامآباد هشدار داد

در حالی که اردوغان توافق مکه را «نبوغ استراتژیک» نامید، نمایندگان پارلمان ترکیه آن را نشانه فروپاشی عقلانیت ساختاری و مسیری برای تبدیل کردن ارتش ترکیه به «یک نگهبان مزدور برای عربستان» توصیف کردهاند.
گروه بینالملل دفاعپرس – الناز رحمتنژاد؛ در روزهای گذشته، جغرافیای سیاسی غرب و جنوب آسیا شاهد رویدادی کمسابقه بود که کانون تحولات آن در قصر الصفا مکه رقم خورد. امضای «توافقنامه دفاع مشترک مکه» میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، فراتر از یک مانور دیپلماتیک معمولی، نشاندهنده تکاپوی جدید ریاض برای خروج از بحرانهای امنیتی خودساخته و تلاش برای ایجاد یک چتر امنیتی جایگزین است.
این رویداد بلافاصله با واکنشهای جدی و هشدارهای صریح محور مقاومت بهویژه از سوی صنعا مواجه شد. در حالی که سران سه کشور تلاش میکنند این ائتلاف را گامی در جهت صلح و بازدارندگی جمعی معرفی کنند، تحلیلگران منطقه و رهبران انصارالله یمن این اقدام را تلاش برای بینالمللی کردن امنیت شکننده سعودی و فرار از پذیرش واقعیتهای میدانی قلمداد میکنند.
متن توافقنامه مکه: کپیبرداری از «ماده ۵» ناتو؟
توافقنامهای که روز جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ توسط محمد بن سلمان، رجب طیب اردوغان و شهباز شریف در قصر الصفای مکه امضا شد، حاوی بندهایی است که در نوع خود در تاریخ روابط این سه کشور بیسابقه است. بر اساس مفاد منتشر شده، مهمترین محورهای این پیمان عبارتند از:
۱. دفاع جمعی و بند حمله مشترک: تصریح بر اینکه «هرگونه حمله مسلحانه علیه هر یک از سه کشور، حمله به همه آنها تلقی میشود»؛ بندی که هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، آن را مشابه ماده ۵ منشور ناتو توصیف کرده و از تشکیل دبیرخانه و کمیته وزرا بر اساس این الگو خبر داده است.
۲. بازدارندگی جمعی در برابر اقدام خصمانه: تمرکز بر توسعه تمامی جنبههای همکاریهای نظامی-فنی و صنعت دفاعی برای مقابله با تهدیدات و ارتقای صلح و ثبات منطقهای بر اساس حق دفاع از خود (ماده ۵۱ منشور ملل متحد).
۳. تکمیلی بودن و عدم لغو تعهدات پیشین: تأکید بر اینکه این پیمان جایگزین توافقات قبلی (مانند عضویت ترکیه در ناتو) نیست و راه برای پیوستن سایر کشورها (مانند مصر) پس از حل مسائل فنی باز است.
۴. ماهیت دفاعی و ادعای عدم تقابل با ایران: مقامات ارشد هر سه کشور از جمله اسحاق دار (وزیر خارجه پاکستان) و جودت یلماز (معاون رئیسجمهور ترکیه) تأکید کردهاند که این توافق صرفاً جنبه دفاعی دارد، علیه هیچ کشور مشخصی از جمله ایران نیست و قصد ایجاد یک بلوک فرقهای یا محور نظامی تهاجمی را ندارد.
یمن؛ فریاد حقطلبی در برابر ائتلاف کاغذی
واکنشها در صنعا صریح، قاطع و بدون لکنت بود. مهدی المشاط، رئیس شورای عالی سیاسی یمن، با بیاثر خواندن این توافقنامهها تصریح کرد: «توافقنامهها عطف به ماسبق نمیشوند و معادله محاصره در برابر محاصره تا تحقق اهدافش ادامه دارد.» هشدار المشاط به سران پاکستان و ترکیه حاوی یک پیام راهبردی و اتمام حجت بود: «هر کس بخواهد در تجاوز و محاصره مستمر ۱۲ ساله کشورمان شریک شود، ما او را نیز متجاوز قلمداد میکنیم، حتی اگر این مشارکت با عناوین فریبنده پوشانده شود.» او خطاب به حاکمان سعودی نیز یادآور شد که حتی اگر تمام جهان را هم بسیج کنند، فایدهای نخواهد داشت و هزینه صلح عادلانه بسیار کمتر از جنگافروزی است.
محمد الفرح، عضو دفتر سیاسی انصارالله، و وزارت امور خارجه یمن نیز با موضعگیری تند، این توافقنامه را نقد کردند. دستگاه دیپلماسی یمن اعلام کرد که هر بلوک اسلامی که موضوع فلسطین را سرلوحه خود قرار ندهد، در خدمت دشمنان ملت است. آنها تأکید کردند که ریاض به جای دست و پا زدن در باتلاق و بر باد دادن پولهای سرزمین حرمین شریفین برای خرید مصونیت، باید به محاصره یمن پایان دهد. عباس الضالعی، فعال رسانهای یمنی نیز به درستی اشاره کرد دولتی که از حمایت از خود عاجز است، با ائتلافسازی با ترکیه و پاکستان نمیتواند ناتوانی ژئوپلیتیک خود را بپوشاند.
بازی میان دلارهای سعودی و ملاحظات منطقهای
در آنکارا، فضا دوقطبی و متشنج است. در حالی که دولت اردوغان این توافق را یک «نبوغ استراتژیک» مینامد، نمایندگان پارلمان ترکیه نظیر تورهان شومز (رئیس فراکسیون حزب خیر) و مراد امیر (نایبرئیس فراکسیون حزب جدید)، آن را فروپاشی عقلانیت ساختاری و تبدیل کردن ارتش ترکیه به «یک نگهبان مزدور برای عربستان» توصیف کردهاند. نگرانی بزرگ نمایندگان پارلمان ترکیه، احتمال کشانده شدن این کشور به رویارویی با ایران در صورت تشدید تنشها میان واشنگتن، تلآویو و تهران در خلیج فارس است.
پاکستان نیز که با بحرانهای اقتصادی و تنشهای مرزی با هند و افغانستان دست به گریبان است، از زبان خواجه آصف، وزیر دفاع خود، تلاش کرد به این پیمان رنگ و بوی «اتحاد اسلامی در برابر رژیم صهیونیستی» بدهد. وی عادیسازی با اسرائیل را بیفایده خواند و بر لزوم عبور از اختلافات دوجانبه برای مقابله با تهدیدات تأکید کرد تا بدین ترتیب، بار افکار عمومی داخل پاکستان را تعدیل کند.
تحلیل نهایی: امنیت وارداتی یا فرار از آمریکا؟
امضای پیمان مکه را میتوان از دو منظر راهبردی تحلیل کرد:
۱. کاهش اعتماد به واشنگتن: همانطور که رسانههای صهیونیستی مانند «اورشلیم پست» اشاره کردهاند، روی آوردن عربستان (شریک سنتی آمریکا) به قدرت هستهای پاکستان و ارتش ترکیه، نشانه واضحی از کاهش اعتماد ریاض به تضمینهای امنیتی ایالات متحده است؛ مسئلهای که بر روند عادیسازی روابط عربستان با رژیم صهیونیستی نیز سایه خواهد انداخت.
۲. تلاش ناکام برای موازنه قوا: ریاض سعی دارد با ایجاد این بلوک نظامی، خلأ قدرت و ضعف دفاعی خود را در برابر حملات فرامنطقهای و درونمنطقهای جبران کند.
با این حال، واقعیتهای یک دهه گذشته در یمن و کل منطقه نشان داده است که امنیت با «اجاره کردن ارتشها و ائتلافسازیهای کاغذی» تأمین نمیشود. هیچ ائتلافی نمیتواند امنیت پایدار ایجاد کند تا زمانی که سیاست مداخله در امور داخلی دیگر بازیگران و محاصره ظالمانه ملتها ادامه داشته باشد. راه حل نهایی، خروج از الگوی امنیت وارداتی غربی، قطع دسترسی قدرتهای فرامنطقهای و شکلگیری یک فهم مشترک بومی میان کشورهای منطقه است؛ فهمی که صنعا سالهاست با تکیه بر بازوی نظامی خود، درستی آن را در میدان اثبات کرده است.
انتهای پیام/ ۱۳۴